باران جانباران جان، تا این لحظه: 17 سال و 3 روز سن داره

روزی که باران آمد

خيلى وقته نيومديم اينجا 🙈🙈🙈دلم براى تك تكتون تنگ شده

جودی ابوت و خانوادش

یه روز که داشتی بابا لنگ دراز می دیدی ازم کاغذ و مداد خواستی بعدم جودی و خانوادشو کشیدی (به گفته خودت)انگار میدونستی جودی بیچاره تو پروشگاه بزرگ شده که انقدر خانوادشو پر جمعیت کشیدی ...
19 مرداد 1391

بارانتم

این روزها وقتی با هم بازی میکنیم وقتی میگم کیه میگی منم بارانتم دخترم خیلی بزرگ شدی نمیدونم مادرای دیگه چیکار میکنن یا چطوری با بچه هاشون رفتار میکنن نمیدونم من چطور مادری هستم ولی امیدوارم مادر خوبی برات بوده باشم و تنها ارزویی که برات دارم اینه که همیشه با او باشی و شاد زندگی کنی چیزی که دغدغه این روزای منه . این روزا پارک که میریم میبینم تو فکری نمیدونم به چی فکر میکنی هر چی فکرمیکنم جایی برای نگرانی تو نمیبینم .گل من برای زندگی توی این دنیای وانفسا باید شاد بود امیدوارم روزی برسه که همه ی کودکان دنیا شاد و بی دغدغه زندگی کنند   ...
19 مرداد 1391

اونی که خط کشید رو تنهاییام

                            هر روز که بزرگتر میشی خیالم راحت تر میشه به حرفهام با دقت و حوصله گوش میکنی با بودنت دیگه هیچی کم ندارم فقط کاش وقت بیشتری داشتم تا . . . دیروز مهمونی بودیم که صاحبخونه آهنگ شهزاده رو گذاشت یهو ذوق کردی گفتی آهنگی (به قول خودت آینگ) که دوست دارم جالب اینه که این آهنگ رو برات نذاشتم تا حالا فقط خودم خوندمش خلاصه اینکه با این سلیقه ت مامان رو بیشتر ذوق زده کردی چون بزرگترین کابوسم در زمینه موسیقی اینه که از رپ و جفنگ هایی که این روزا باب شده خوشت بیاد. راستی چند ر...
25 آبان 1390